محمود احمدی‌نژاد

ثریا حجازی شنبه 7 فروردین 1400 - 20:05
محمود احمدی‌نژاد

نباید به برخی اطرافیانم اطمینان می‌کردم/ در این کشور هر اتفاقی افتاد انداختند گردن من, فقط مانده حمله مغول/ با جرج بوش رئیس‌جمهور آمریکا بر سر مسئله عراق توافق کردیم.

با توجه به ملاقات‌های مردمی که شما دارید الان بیشترین مشکل مردم را چه چیزی می‌دانید؟ 

احمدی نژاد: مردم معتقدند کشورشان خوب اداره نمی‌شود و این ضعف در اداره کشور در بخش‌های مختلفی خود را نشان می‌دهد. مشکلاتی که در درجه اول مردم مستقیما با آن دست به گریبان هستند مساله اقتصادی است و فشار اقتصادی بر مردم بسیار زیاد است؛ به طوری که در حال حاضر بین ۶ تا ۷ دهک جامعه به شدت در فشار اقتصادی قرار دارند و این موضوع در حال گسترش پیدا کردن به دهک هفتم و هشتم است و این وضع خوبی برای جامعه نیست.

اگر به دوران ریاست جمهوری خود برگردید چه اقداماتی را انجام نداده و یا چه اقداماتی را حتما انجام می دهید؟ آیا کاری هست که از انجام ندادنش پشیمان باشید یا بالعکس؟

احمدی نژاد: زمانی که می‌خواستم وارد دولت شوم نسبت به عده‌ای حسن ظن داشتم و از آن‌ها دعوت به همکاری کردم، اما خیلی زود فهمیدم حسن ظنم به عده‌ای اشتباه بود و نباید تا این حد حسن ظن می‌داشتم و نسبت به عده‌ای دیگر هم باورم این بود که وقتی از آن‌ها دعوت می‌کنم برای خدمت به مردم، عدالت و آرمان‌های انقلاب آن‌ها حتما محکم پای این مسائل می‌ایستند. یعنی اگر ما برنامه‌ای را در جهت رشد اقتصادی، کاهش فاصله طبقاتی و آزادی و عزت مردم داشته باشیم آن‌ها حتما حمایت می‌کنند، اما بعد دیدیم که فاصله از آرمان‌های انقلاب در اعماق اندیشه و قلب یک عده وجود دارد، اما فرصت بروز پیدا نکرده است و رسما با اقداماتی که قرار بود برای مردم انجام شود مخالفت می کردند و می گفتند نمی‌شود؛ هر چه ما می گفتیم این کار‌ها در جهت خدمت به مردم است می‌گفتند خیر نمی‌شود.

برخی‌ها نگذاشتند طرح های اجرایی برای رفاه مردم اجرایی شود

موضوعی که برایش غصه می‌خورم این بود که می‌خواستیم هدفمندی یارانه‌ها را به صورت ۱۰۰ درصدی اجرا کنیم، اما نگذاشتند و مقابله کردند، برخی طرح‌ها برای رفاه مردم را نگذاشتند اجرا شود و معتقدم که این موضوعات باید به صورت صد در صدی اجرا شود.

غصه دیگرم این است که چرا من هر ۲۴ ساعت را برای مردم کار نکردم و ‌ای کاش می‌شد دارویی باشد که خواب را از انسان بگیرد تا در دوره‌ای که مسئول است هر ۲۴ ساعت خدمت کند؛ زیرا بعد‌ها انسان می‌گوید که‌ ای کاش می‌شد من تمام مدت را برای مردم کار می‌کردم، کمااینکه لذتی بالاتر از خدمت به هم نوعان خود نیست.

احتمال این بود که جلسات شما درباره انتخابات بوده است و این آمدن شما واقعا جدی باشد؟

احمدی نژاد: ما نرفتیم که بخواهیم بیاییم، ما هستیم و مسئولیت‌های اجتماعی افراد هم تعطیل بردار نیستند، همیشه هستند و هرگز جدا نمی‌شوند؛ اما موضوع انتخابات را باید به زمان انتخابات موکول کرد، زیرا من هم حرف‌های زیاد و مهمی برای گفتن دارم.

یعنی امکانش هست که یا خودتان حضور پیدا کنید و یا از یک نفر حمایت کنید که او در انتخابات حضور یابد؟

احمدی نژاد: اجازه بدهید بحث‌های انتخاباتی در زمان خودش مطرح شود.

عده ای گمان می‌کنند مملکت ملک آنهاست

امروز مردم ما در زمینه اقتصادی مشکلات بسیاری دارند، زمان شما طرح مسکن مهر اجرایی شد که این طرح توسط دولت بعد از شما لغو شد، علت این امر چیست و چاره مشکلات امروز کشور ررا در چی می‌دانید؟

احمدی نژاد:  علت این امر یک باور است، برخی ها بر این باورند که مملکت برای مسئولان کشور و ملک آنهاست که در این زمینه توجیهات سیاسی و دینی هم دارند و هر طوری هم می توانند تصمیم می گیرند و آن‌ها صاحب اختیارند و ربطی هم به دیگران ندارد. دیدگاه دومی هم وجود دارد مبنی بر اینکه همه چیز برای مردم است و مسئولان هم خادم مردمند و باید انعکاس مردم باشند و نبضشان با نبض مردم بزنند.

دولت برای چی تشکیل می‌شود؟ آیا غیر از این است که باید مسائل مردم را حل کند، اقتصاد و مسائل سیاسی را زیاد کند؟ رابطه با جهان را درست کند و رفت و آمد‌ها را درست کند؟ و فرصت‌هایی را برای مردم ایجاد کنند که همه بتوانند پیشرفت کنند و مشکلات مسکن و اشتغال را درست کند؟

عده‌ای دولت شده اند که نه کاری به مسکن دارند و نه هیچ مشکل دیگری

حالا عده‌ای دولت شده اند که نه کاری به مسکن دارند و نه هیچ چیز دیگری، دیدگاه اول معتقد است که هر چه مردم ضعیف تر ، محدودتر و نیازمندتر باشند بهتر است, زیرا مزاحمتی ندارند و همه مردم مدام در تلاش برای یک لقمه نان هستند و کاری به مدیریت ما ندارند. اما دیدگاه دوم معتقد است که تک تک اتفاقات کشور برای همه مردم است و همه مردم باید در همه امور دخالت کنند ، لازمه این امر این است که مردم قوی باشند، نیازمند نباشند و آزاد باشند و احساس عزت کنند تا حرف بزنند، بنابراین تفاوت در این دو دیدگاه است.

می‌توانستیم سالی یک میلیون مسکن مهر تحول دهیم؛ اما برخی دوستان نگذاشتند

حدود ۸ سال قبل از ما تنها سالی سیصد و سی هزار مسکن ساخته شده بود، در حالی که نیاز ما چیزی بالای هفتصد هزار عدد در سال بود. در دولت ما در هشت سال، متوسط هفتصد و هفتاد هزار مسکن ساخته شده بود، اما باز هم عقبیم. ما داشتیم تلاش می‌کردیم این رقم را به بالای ۱ میلیون برسانیم. سال آخر به بالای ۱ میلیون رسید، اما متوسط هفتصد و هفتاد هزار بود. اگر ما جلوتر می‌رفتیم بالای یک میلیون می‌رفت و گذشته را هم جبران می‌کرد.

ما یک سرزمین وسیع داریم. ۱۸۷ میلیون هکتار وسعت ایران است. کل مساحتی که الان در شهر و روستا و خانه و خیابان و پارک و آتش نشانی و بیمارستان و ... هست همه اش یک میلیون هکتار می شود. مردم مشکل خانه دارند. چرا اینطور شده است؟ به همان نگاه برمی گردد. هنر دولت این است که به صورت کارشناسی و تخصصی طراحی کند و در اختیار مردم قرار بدهد.

ما گفته بودیم که مسکن مهر صرفا یک مُسَکِن است و هنوز درمان نیست، زیرا چند میلیون انسان چندین سال پشت صف ایستاده بودند؛ ما می‌خواستیم همان اول و فوری این صف را تخلیه کنیم که شد مسکن مهر. من همان زمان اعلام کردم که طرح اصلی مسکن ما این نیست بلکه طرح اصلی ما این است که هر خانواده باید در یک ویلا زندگی کند و این را توضیح دادم که ما طراحی خواهیم کرد و به همه زمین خواهیم داد.

این قیمت بالای متراژ مسکن هم عمده اش بخاطر زمین است؛ خب دولت هم که زمین دارد، قیمت زمین را کم کند از قیمت تمام شده مسکن؛ در همین تهران متوسط قیمت آپارتمان بالای ۲۷ میلیون است, یک جوان که تازه ازدواج می کند ۶۰ متر که می‌خواهد. تازه آن هم صرفا یک لانه است و حتی نمی‌شود پنجره را هم باز کرد، زیرا خانه همسایه است و باید پرده را انداخت.

هدفمندی یارانه‌ها طرح بزرگی بود که تکه تکه‌اش کردند

چرا ما مردم را مجبور می کنیم از خدماتی که ما می گوییم استفاده کنند؟ تازه نصف پول نفت خرج دولت می‌شود تا نصف آن به جیب مردم برسد. خب اگر شما این را به مردم بدهید صددر صد آن به مردم می‌رسد دیگر. عده‌ای با این مخالف بودند و نگذاشتند. طرح هدفمندی طرح بزرگی بود که تکه تکه اش کردند. همین الان بیش از  ۱۸۰ هزار میلیارد تومان دولت از محل هدف مندی یارانه‌ها در آمد دارد. چقدر این به مردم می رسد؟ کم تر از سی هزار میلیارد  یعنی بیش از ۱۵۰ هزار میلیارد  را خرج دیگری می کند.

اگر پول نفت را به مردم بدهیم؛ به هر ایرانی ماهی ۲/۵ میلیون تومان می رسد

دولت که قبلا هم نفت را می فروخت و همین کار‌ها را انجام می داد. ما بخشی از این را دادیم به مردم، اما شما باز هم اموال مردم را گرفتید و دادید به دولت؟ معتقدم یکی از کار‌های بزرگی که یک روز در این کشور اجرا خواهد شد این است که ثروت طبیعی در اختیار مردم قرار می گیرد. الان اگر ما مقدار تولید نفت و گازمان را با هم حساب کنیم به هر ایرانی ماهی دو و نیم میلیون تومان می‌رسد خب این پول را دولت می گیرد و تبعیضی خرج می کند که موجب فاصله طبقاتی است، ضمن اینکه ریشه بسیاری از مفاسد تمرکز ثروت در دست دولت است؛ در تمامی عرصه ها  الان دولت جای مردم نشسته است و در همه چیز دولت باید تصمیم بگیرد.

چرا باید در همه چیز را دولت باید تصمیم بگیرد؟ ۸۰ میلیون نفر معطلند و یک عده‌ای می خواهند جای آن‌ها همه گونه تصمیمی بگیرند که این به نظرم غلط است ثروت و قدرت باید تقسیم شود.

چرا نمی شود با آمریکا صلح کرد؟ اشکالی دارد مردم ایران و آمریکا با هم رابطه داشته باشند؟

یعنی شما معتقدید که مردم می گویند می شود با آمریکای امروز هم صلح کرد؟

احمدی نژاد: چرا نمی شود؛  ما باید ابتدا موضوع آمریکا را باز کنیم؛ در ابتدای انقلاب موضوع مقابله با آمریکا شکل گرفت. بعدا این قلب ماهیت شد وقتی ما می گوییم آمریکا منظور کیست؟ مردم آمریکا یا دولت آمریکا یا جریان پشت صحنه آمریکا؟ یعنی ما با دولت آمریکا دشمنیم؟ چرا دشمنیم؟ با مردم هم که نمی شود دشمن بود، می شود؟ چرا مردم دو کشور باید با هم دشمن باشند؟ همه ملت ها باید با هم دوست باشند.

چرا ما باید با دولت آمریکا دشمن باشیم؟ ما با عملکرد مخالفیم؟ یعنی ما می گوییم ظلم نکن، سلطه جویی نکن. حالا اگر سلطه طلبی و ظلم نبود آیا ما با اسم دعوا داریم؟ این را هم اضافه کنید که در آمریکا اصلا دولت ۵ درصدر کار است و اصل کار آن هیات حاکمه و سرمایه داران بزرگ جهانی پشت پرده هستند و ما با آنها مشکل داریم اما الان موضوع قاطی شده است و هی گفته می شود که ما باهم دشمنیم. ما با کی دشمنیم؟ آیا اشکالی دارد الان مردم ایران و آمریکا با هم رابطه داشته باشند؟

می‌توانیم با آمریکا صلح کنیم

آیا با هیات حاکمه شان می شود صلح کرد؟

احمدی نژاد: اگر مبنا عدالت باشد چرا نمی توان صلح کرد؟ اگر عدالت را بپذیرند بله می توان صلح کرد.

آیا می پذیرند؟

احمدی نژاد: بله اما در چه حالتی؟ اگر شما از موضع ضعف وارد شوید هرگز نمی پذیرند، البته آینده را من نمی دانم چون انسانها ممکن است تغییر کنند. اولا ما وظیفه ما این است که همه را به عدالت دعوت کنیم حتی هیات حاکمه پشت صحنه آمریکا را و از آن‌ها بخواهیم ظلم نکنند و به عدالت بازگردند. چرا ظلم می‌کنید؟ شما هم مانند بقیه انسان زندگی کن و به همه اجازه زندگی کردن بده. از چه موضعی می خواهید با ایران تقابل یا تفاهم کنید؟ اگر ما در موضع ضعف باشیم بدانید که نه تنها آمریکا بلکه قطعا ۱۸۰ عدد از این ۲۰۰ کشور جهان حتما یک کلاهی سرمان می‌گذارند.

یعنی با محوریت عدالت با آمریکا هم می‌توان صلح کرد؟

احمدی نژاد: بله، بر مبنای عدالت و احترام.

تعاریف متفاوت نیست؟

احمدی نژاد: تفاهم می کنیم. تعریف من خیلی ساده است و تعریفی را روی میز می گذارم که ۷ و نیم میلیارد آن را قبول دارند. من می‌گویم احترام و عدالت یعنی است هر چه برای خودت می خواهی برای من هم بخواه و اگر برای خودت نخواستی برای من هم نخواه و این همه حوزه‌ها را در بر می‌گیرد. اگر به خودت اجازه می‌دهی که یک چیزی داشته باشی من هم باید داشته باشم؛ اگر می‌خواهی از جیب من برداری من هم از جیب تو بر می‌دارم؛ البته این مفهوم یک حدیث است هرچه برای خودت نمی‌پسندی برای دیگران هم نپسند و این یعنی عدالت. اگر برای خودت رفاه می‌خواهی برای من هم بخواه. با فقر مخالفی برای من هم باید مخالف باشی.

ما به دولت آمریکا نامه نوشتیم که اجازه دهند پرواز مستقیم بین دو کشور انجام شود

این تعریف شما در زمان ریاست جمهوری تان هم وجود داشته یا الان به این تعریف رسیدید؟

احمدی نژاد: همانطور که گفتم انسان تغییر و رشد می‌کند.

یعنی اگر امروز هم راس کار بودید همان سیاست خارجی را دنبال می‌کردید؟

احمدی نژاد: اگر یادتان باشد ما به دولت آمریکا نامه نوشتیم که اجازه بده پرواز مستقیم بین دو کشور انجام شود، زیرا معتقد بودم که هیچ دولتی حق ندارد رابطه مردم خودش را با مردم کشوری قطع کند؛ الان هم دولت ایران و هم آمریکا از دو طرف رابطه مردم را با هم قطع کرده اند، در حالی که دولت‌ها با هم اختلاف دارن؛د مردم آمریکا و ایران چه مشکلی باهم دارند؟ نزدیک به ۲ میلیون ایرانی در آمریکا زندگی می‌کند، ممکن است بخواهند درس بخواهند، گردشگر باشند، بخواهند تجارت کنند. همین الان اگر آمریکا رابطه مردمش را با ایران قطع نمی‌کرد آیا می‌توانست ایران را تحریم کند؟ نمی‌توانست. پس یک ظلمی به مردم خودش کرده و بعد ما را تحریم کرده؛ در حالی که مردم دو کشور اگر با هم رابطه داشته باشند با هم تجارت می‌کنند دولت نمی‌تواند نقشی داشته باشد و هیچ دولتی نمی‌تواند ملت ها را تحریم کند.

در سال ۸۹ با اوباما توافق کردم

بله من معتقدم که ما می‌توانیم در چهارچوب عدالت و احترام مسائل را حل کنیم و قبلا هم این کار را کردیم و در موضوع هسته‌ای و در سال ۸۹ نشستیم و توافق کردیم؛ البته از موضع کاملا برابر یعنی ما سوخت ۲۰ درصد می‌خواستیم برای راکتور تهران که برای ما رادیو دارو تولید می کند و سوختش تمام شده بود. ۲۵ سال قبل از آرژانتین سوخت گرفته بودیم و حالا داشت تمام می‌شد؛ چون همانطور که می دانید این‌ها میرا هستند و هرچه بگذرد قدرتشان کم تر می‌شود.

ما نامه‌ای به آژانس نوشتیم که سوخت ۲۰ درصد می‌خواهیم یعنی سازمان انرژی اتمی ما نوشت. البرادعی گفت که از چند جا درخواست کردیم این‌ها گفتند ما نمی‌دهیم؛ بعد اوباما به او گفته بود که تو برو و این ۲۰ درصد را بگذار وسط و یک جوری مشکل ما و ایران را باهم حل کن. البرادعی آمد پیش من (حالا شاید ایده از خودش بود که مطرح کرده بود) و این ایده را مطرح کرد و من هم گفتم من موافقم. ما می گوییم در شرایط برابر او رفت و آمد و بلاخره منجر شد به یک گفت‌وگو.

 

دانلود ویدئو

نظرات
    ارسال نظر
    • - نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.
    • - لطفا دیدگاهتان تا حد امکان، مربوط به مطلب باشد.
    • - لطفا فارسی بنویسید.
    • - میخواهید عکس خودتان کنار نظرتان باشد؟ به gravatar.com بروید و عکستان را اضافه کنید.
    • - نظرات شما بعد از تایید مدیریت منتشر خواهد شد.
    • - و در آخر از صبر و شکیبایی شما سپاس گذاریم.